مرور یک گزارش نوروزی در باب ایرج قادری: او نمازخوان است و مقید!
|
سینماروزان/حامد مظفری: یکی از معدود چهرههای پاپیولار سینمای قبل از انقلاب که توانست بعد از انقلاب، مجوز فعالیت گرفته و تقریبا تا انتهای عمر کار کند ایرج قادری بود.
بهعنوان یک روزنامهنگار، غیر از توانایی تکنیکی، آنچه در ایرج قادری دیدم پرنسیب، کاریزما، هوش و اخلاق بود و یک بار هم به او گفتم که اگر سینماگر نمیشد میتوانست یک نخبه مهندسی باشد ولی سینما هم به نخبههای خود نیاز داشت. قادری سینماگری بود که نه فقط به هر قیمتی، فیلم نساخت بلکه به شدت از کلک و حقه و زیر پای دیگری را سُراندن برای بالانشینی، دوری کرد.
کم نبودند دختران و پسران مشتاقی که حاضر بودند برای همکاری با او، هر امتیازی دهند ولی قادری بسیاری را به سمت و سوی لذت بردن از زندگی عادی سوق داد به جای رویه متعارف این دوران که نورسان برای قُر زدن یک بچه مایهدار، وطن خود را هم کادو میکنند برای التقاطزدگان.
ایرج قادری؛ نمازخوان و مقید
به هر جهت همزمان با نوروز ۱۴۰۱ بد ندیدیم مروری کنیم بر گزارش نوروزی مجله اطلاعات هفتگی در سال ۱۳۷۲ و تلاشهای ایرج قادری در فهماندن این نکته که سینما، برای او یک نیاز اصلی است.
ایرج قادری در آن زمان بهخاطر تلاش برای برگشت به سینما آماج انتقاد تندروان بود و در واکنش به این انتقادات، به همراه #بهزاد_جوانبخش- به اطلاعات هفتگی رفت و خطاب به منتقدان گفت: الان من یک مرد پنجاه و چند ساله هستم که نه دنبال پول درآوردن هستم و نه دنبال شهرت ولی درست مثل یک ماهی که به آب، نیاز دارم من هم به سینما نیاز دارم و دوست دارم فیلم بسازم.
وی ادامه داد: اگر اشتباهی داشتهام، شما اشتباهم را بگوييد، شما به من کمک کنید و شما راهنماییم کنید تا راه درست را بروم. قصد توجیه را ندارم ولی به خیلیها که گناهشان بیشتر از من بود، میدان عمل دادند اما به من ندادند.
ایرج قادری؛ نمازخوان و مقید/مرور گفتگوی نوروزی ۷۲ مجله اطلاعات هفتگی با ایرج قادری
قادری تاکید کرده بود، مرتکب هیچ حرامی نشده و همه آنچه درباره مشروبخواری و فساد جنسی مطرح شده از سر دشمنی و عدم خیرخواهی بود چون نمازخوان و مقید است، اهل مشروبخواری نبوده و اکیپهای فیلمسازی اش جزو سالمترین اکیپها بوده…
او گفته بود در تمام عمرش به سینما به چشم یک دغدغه، یک مشغولیت و به چشم یک عشق نگاه کرده و این، همان ویژگی است که تا آخر عمر با او بود..
حامد مظفری منتقد سینما و روزنامهنگار
تازهترین اظهارات حامد بهداد⇐زمانی که به تهران آمدم برای سه کارگردان نامه نوشتم…/از طریق خواهر ناصر تقوایی به ایشان معرفی شدم تا در “چای تلخ” بازی کنم!/سرمایهگذار “ضیافت” که تغییر کرد من هم حذف شدم!!/فردین گفت خیلی وقت است که با کیمیایی در تماس نیست!/وقتی جوانمردی در جامعه زیر سوال میرود نباید هم به تیپ فردین، نیازی باشد!/سمپاشیهای پولاد باعث شد همکاری با کیمیایی را ادامه ندهم!!!/پول تولید “سد معبر” را باران کوثری، جور کرد!!/در تداوم موسیقی خراسانی باید در مورد محسن نامجو حرف زد و نه من!/بیش از همه برای حسن معجونی ناراحتم که…/برای همه احترام قائلم اما با دهنمکی کار نمیکنم!/هرگز نگفتم رد کردن “درباره الی” اشتباه بود!/به مرور که حاتمیکیا را شناختم، دیدم مرا با او کاری نیست!!
|
سینماروزان: حامد بهداد بازیگر توانمندی که در سالهای اخیر فیلمهایی در گونههای مختلف از کمدی “گیجگاه” تا درام معمایی “خانه دختر” و ملودرام “نیمه شب اتفاق افتاد” را تجربه کرده حرفهای تازهای زده درباره کارنامه کاریش.
به گزارش سینماروزان بهداد درباره همکاری ناتمام با ناصر تقوایی در “چای تلخ” به مجله اندیشه پویا گفت: از طریق خواهر ناصر تقوایی به ایشان معرفی شدم چون با ایشان رفت و آمد خانوادگی داشتیم و از او خواستم مرا به تقوایی معرفی کند. البته نصف فیلم گرفته شد و کل بازی من در “چای تلخ” هم انجام شد ولی حیف که فیلم ناتمام ماند.
این بازیگر با رد شایعات ناراحتی از رد پیشنهاد بازی در “درباره الی” گفت: من هرگز نگفتم رد کردن “درباره الی” اشتباه بود! و هرگز نگفتم از رد کردنش، ناراحتم ولی جزییات رد آن پیشنهاد را در شصت سالگی تشریح میکنم.
به گزارش سینماروزان حامد بهداد با اشاره به علاقهاش به تیپ فردین گفت: جان وین تیپ است ولی ارزشمند است. فردین، تیپ است ولی ارزشمند است. پرویز صیاد و اکبر عبدی هم بازیگرهای تیپ ارزشمندی هستند ولی تیپ چه زمانی به وجود میآید؟ وقتی جامعه انکارت نکند. وقتی جوانمردی در جامعه زیر سوال میرود نباید هم به تیپ فردین، نیازی باشد!
حامد بهداد که تجربیاتی هم در خوانندگی دارد پیرامون میزان تاثیرپذیری از همخطهایهایی مثل محسن نامجو بیان داشت: زندگی کردن در خطه خراسان موجب شده آن فضا را درک کنم ولی من و موسیقی خراسانی خیلی به هم مربوط نیستیم و در تداوم موسیقی خراسانی باید در مورد محسن نامجو حرف زد و نه من!
بهداد در پاسخ به سوالی درباره احتمال همکاری با مسعود دهنمکی گفت: برای همه احترام قائلم اما با دهنمکی کار نمیکنم. آنچه میگویم درباره ایشان نیست ولی اساسا بازی در هر فیلم ضدمردمی را نمیپذیرم. یا بهتر بگویم بازی در فیلمی که ضدحقیقت است را نمیپذیرم.
بهداد ادامه داد: دانشجو که بودم برای حاتمیکیا تست بازیگری دادم اما بعدتر و به مرور که شناختمش دیدم مرا با او کاری نیست.
به گزارش سینماروزان حامد بهداد با بیان اینکه همکاریش با کیمیایی در دو فیلم “جرم” و “محاکمه” در خیابان” را بسیار دوست داشته درباره آشنایی با کیمیایی گفت: وقتی به تهران آمدم شروع به نامهنگاری با چند نفر کردم و اول از همه ایرج قادری، فریدون گله و مسعود کیمیایی.
بهداد گفت: سال ۷۴ توسط سامان مقدم و کارن همایونفر برای بازی در “ضیافت” قبول شدم و اسمم هم در نشریات به صورت اصلی یعنی حامد صابریبهداد آمد ولی بعد که سرمایهگذار تغییر کرد و تیم عوض شد، من هم حذف شدم. البته همان زمان به قنادی فردین رفتم و ماجرا را تعریف کردم و از او خواستم کاری کند ولی فردین گفت خیلی وقت است با کیمیایی در تماس نیست…بعدتر بازی در “سربازهای جمعه” را رد کردم چون فکر میکردم نقش منفی خطرناکی است و ترسیدم که خوب از کار درنیاید و درنهایت رسیدم به “محاکمه در خیابان” و “جرم”.
حامد بهداد در پاسخ به این پرسش مجله “اندیشه پویا” که چرا همکاری با کیمیایی را ادامه ندادی، خیلی کوتاه مدعی شد: بهخاطر سمپاشیهای پولاد کیمیایی!؟؟
و درباره باز کردن دلایل این ادعا اظهار داشت: از این بازتر چه میخواهی؟؟
بهداد که در سالهای اخیر بارها با باران کوثری همبازی بوده درباره یکی از بهترین همکاریهایشان “سدمعبر” گفت: فیلمنامه را سعید روستایی نوشته بود و زمانی که من و باران کوثری در “دندون طلا”، همبازی بودیم، باران فیلمنامه را خرید و بعدش هم پول تولید را جور کرد!!
حامد بهداد درباره آن دسته از بازیگران تئاتر که نتوانستند در سینما، جلوه کنند اظهار داشت: بیش از همه برای حسن معجونی ناراحتم که درسش را زودتر از من تمام کرد و همنسل و همرفیق بودیم و بهعنوان بازیگر درک نکردم چرا بازیگر به این خوبی نباید متجلی شود؟
اکبر ثقفی تهیهکننده سینمای بعد از انقلاب متذکر شد⇐ بهروز وثوقی اگر برگردد، هیچ اتفاقی نمیافتد!/سعید راد آمد و بازی کرد ولی چه شد؟/ایرج قادری آمد و بازی کرد ولی باز هرچه دارد خاطرات قبل از انقلاب است!
|
سینماروزان/میلاد جلیلزاده: عدم صدور مجوز بازیگری برای برخی بازیگران قبل از انقلاب نظیر محمدعلی فردین و بهروز وثوقی و بیکایمانوردی ازجمله نقصانهای کارنامه مدیران بعد از انقلاب است.
درباره این نقصان، اظهارنظرهای مختلفی طرح شده و یکی از دیدگاهها هم آن است که اگر آن بازیگران هم فعالیت میکردند جز یکی دو کار اول در سایر کارها، اقبال چندانی نمیدیدند.
اکبر ثقفی تهیهکننده سینما به روزنامه فرهیختگان گفت: بهروز وثوقی الان هم اگر بود، میآمد و بازی میکرد اما او هم بالاخره میرود و هیچ اتفاقی نمیافتاد. ما حالا باید ببینیم برای نسل آینده چه داریم و چه بازیگری تربیت کردهایم؟
ثقفی ادامه داد: بهروز وثوقی یک استثناست که این را درباره بازیگری میگویم و مسائل سیاسی را بحث نمیکنم؛ یعنی از لحاظ توانایی یک بازیگر استثناست چون در انواع فیلمها هر نقشی را میدادند به بهترین نحو بازی میکرد. باید بهروز وثوقی به وجود میآوردیم. نیاوردیم و غبطه میخوریم.
ثقفی با اشاره به آن دسته از بازیگران قبل از انقلاب که بعد مجوز بازیگری گرفتند، بیان داشت: واقعا شاید با صدور مجوز بازیگری اینها هم اتفاقی نمیافتاد. مثلا ایرج قادری بعد از انقلاب هم بازی کرد ولی چه شد؟! اگر قادری بعد از انقلاب بازی نمیکرد، میگفتند اسطورهای را از بین بردند. ولی با اینکه بعد از انقلاب بازی کرد باز او هرچه هم دارد، خاطرات کارهای قبلیاش است…
ثقفی ادامه داد: سعید راد هم آمد و بعد از انقلاب بازی کرد ولی چه شد؟ نمونه بارزش، تازهترین کارش یعنی همین سریال “دل” است. اگر نمیگذاشتند کار کند، میگفت میدانید چه کار میکردم؟
بهروز وثوقی+ایرج قادری+سعید راد
درگذشت همسر ایرج قادری که خواهرزاده شهلا ریاحی بود!+عکس
تهمینه که خواهرزاده شهلا ریاحی بود در ۸۵ سالگی فوت شد.
تهمینه در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شهلا ریاحی وارد کار بازیگری در نمایش شد و در تماشاخانه تهران بازی کرد و نیز همراه با محمدعلی جعفری، نمایشهایی را اجرا کرد.
تهمینه به دنبال آن با بازی در فیلم” دختر سر راهی” وارد سینما شد و نزدیک به دهه در چندین فیلم مثل “ماجرای جنگل”، “چشمه عشاق”، “علی واکسی” و “بن بست” بازی کرد ولی اصرارهای ایرج قادری باعث شد از بازیگری دست بکشد.
تهمینه از ازدواج خود با ایرج قادری صاحب یک فرزند به نام تورج شد که در ابتدای دهه پنجاه فوت شد.
تهمینه+اطمینان+مقدم
تهمینه اطمینان مقدم در کنار ایرج قادری
تهیه کننده سریال “امام علی” در گفتگویی تفصیلی اظهار داشت⇐مجوز بازی فردین در نقش “مالک” را ندادند و بجایش پیشنهاد دادند یک بدمن سینمای طاغوت این نقش را ایفا کند!!/اگر گوگوش نقش “قطام” را بازی میکرد سرنوشتش عوض میشد!!/به دلایل شخصی برای نقش “مالک” سراغ ایرج قادری نرفتم!/ علی نصیریان، جمشید مشایخی و عزتالله انتظامی نمیتوانستند “مالک” باشند چون نگاهشان دوپهلو نبود!!/افسانه بایگان، نیکی کریمی، مرجانه گلچین و حتی فریماه فرجامی نمیتوانستند “قطام” باشند چون بالرین نبودند!!!/ویشکا آسایش برای نقش “قطام” انتخاب شد چون باله بلد بود/داریوش ارجمند اعتراض کرد که دستمزدم کم است و من هم گفتم حرف زیادی بزنی در تیتراژ یک ضمه میگذارم روی الف تا بشوی “مالک اُشتر”!!!/سکانسهایی که دست و پای امام را نشان دادیم کاملا مربوط به مهدی فتحی بود!!/شریفی نیا استاد پیچاندن(!) بود و همین شد که نقش “ولید” را بهش دادیم!!/شریفی نیا در قالب ولید باقی ماند و مونوپل سینمایی شد که آهن فروشان و قالی فروشان تهیه کنندگانش بودند!!
|
سینماروزان: سریال “امام علی”داوود میرباقری در بازپخش چندباره اش در رمضان امسال همچنان جلب مخاطب کرد و جای خالی سریالهایی همچون خود را بیشتر و بیشتر نشان داد.
محمد بیک زاده تهیه کننده این سریال به بهانه بازپخش سریال با اشاره به تسلطش بر انتخاب بازیگران “امام علی(ع)” به “خبر آنلاین” گفت: تمامی بازیگرهای گروه را من، سیدداوود میرباقری و عبدالله اسکندری انتخاب کردیم. آقای شریفینیا دستیار آقای میرباقری بود و زمان تست گریم به گروه اضافه شد. عبدالله اسکندری او را معرفی کرد. تازه هنوز ایشان برای بازی هم انتخاب نشده بود.
بیک زاده ادامه داد: دنبال بازیگر نقش ولید بودیم و آدمهای مختلفی آمدند و صحبت کردیم و رد شدند که چون زنده هستند من اسمشان را نمیآورم. یک روزی دور هم نشسته بودیم. رضا شریفینیا خیلی شیرین و بامزه و اهل پیچاندن حرف است. قشنگ یک حرف را از یک موضوعی به موضوع دیگری میپیچاند. من به شوخی گفتم خود این فلان فلان شده ولید است. من به داوود، داوود به عبدالله… همه به هم نگاه کردیم و عبدالله او را برای تست گریم برد و شد خود خود ولید. حتی بر اساس سیرههایی که قیافه ولید را توضیح میدهد همین آدم است. دقت کرده باشید همین الان هم از ولید خارج نشده.الان مونوپل سینمای ایران مونوپل رضای شریفینیا است که عیبی هم ندارد. «بیله دیگ، بیله چغندر» این سینما رضا را لازم دارد. شما تیتراژ فیلمهای آمریکایی را ببینید سه چهارتا تهیهکننده دارند و آن کسی که تهیهکننده اجرایی است دانش سینما دارد و از هر بخشی از سینما یک مقدار میفهمد. اما وقتی در سینمای ما آهنفروش سینماگر میشود. آجیلفروش میشود سینماگر، قالیفروش تهیهکننده میشود… این سینما نتیجهاش این میشود و رضا را لازم دارد. رضا به این سینما اتفاقا خدمت میکند.
محمد بیک زاده درباره علاقه اش برای حضور فردین در نقش “مالک اشتر” گفت: ابتدا صحبت فردین شد. البته برای خیلی از نقشها صحبت خیلی از بازیگران قبل از انقلاب شد. آن زمان هم حرف من را خیلی گوش میکردند مثل امروز نبود که گوششان را روی حرف ما ببندند. برای خیلیها مجوز بازی گرفتیم اما برای بازی فردین اجازه ندادند. علتش هم خیلی ساده است، ما قهرمان زنده نمیخواهیم. فردین برای توده مردم قهرمان بود. فردین را نپذیرفتند ولی علی آزاد را پذیرفتند؛ در حالی که اگر به تصاویر سینمای قبل انقلاب برگردیم فردین سمبل جوانمردی و آزادگی بود و علی آزاد سمبل نامردی و ناجوانمردی!!! علی آزاد هم نقش ابنعباس را بازی کرد. فخری خوروش و داوود رشیدی را هم ما پیشنهاد دادیم و مهدی فریدزاده مجوز بازیشان را گرفت. ولی فردین را اجازه ندادند، گوگوش را برای نقش قطام درنظر داشتیم که باز هم مجوز ندادند. اگر موافقت میشد و مجوز میدادند سرنوشت گوگوش عوض میشد ولی موافقت نکردند.
بیک زاده ادامه داد: برای انتخاب بازیگر سراغ ایرج قادری نرفتم. علت شخصی داشت. دلیل اینکه اینها را انتخاب کرده بودیم، این بود که سخت است کار مذهبی ساختن که مردم غیرمذهبی یا کسانی که زیاد با مذهب انس ندارند ببینند. بنابراین باید یک اله مانهایی را تعریف میکردیم که به واسطه آنها حداقل دو، سه قسمت اول سریال را ببینند بعد خود قصه آنها را جذب کند. در تیتراژ اگر اسم محمدعلی فردین میآمد، بدون اینکه ما نیاز به شلنگ تخته انداختن داشته باشیم در قسمت اول مردم پای کار مینشستند. با خود فردین دربارهاش صحبت کردم. یک گالری فرش در میدان ونک داشت که آنجا رفتم و با او صحبت کردم. او که از همان اول میدانست نمیگذارند ولی ما کار خودمان را کردیم و اگر هر کس کار خودش را بکند همه کارها درست میشود.
بیک زاده در چگونگی انتخاب داریوش ارجمند گفت: داریوش را من از بچگی میشناختم. ولی علت انتخابش بیشتر بازی در «ناخدا خورشید» بود. خیلی بازی قَدَری بود. خود جنس بود و الحق و الانصاف بازیاش در «ناخدا خورشید» را به همان قوت و قدرت تکرار کرد. ما بعد از این دو کاراکتر بازیای به آن قوت از داریوش ندیدیم. علتش هم این است که کارگردان نتوانسته از او بازی بگیرد. این آدم توانا است. اگر جایی بازی ضعیف از داریوش ببینید مقصر کارگردان است.
بیک زاده در چرایی عدم استفاده از علی نصیریان، جمشید مشایخی و عزتالله انتظامی در نقش مالک اظهار داشت: در تصویر چشمها حرف میزنند. تو در چشم داریوش گاهی آدم خوب میبینی، گاهی آدم بد میبینی. تو در چشم داریوش آدم دوگانهای میبینی و شخصیت مالک همین است. آدم تند و عصبانیای است و آدم مطیعی است. هر دوی این دو شخصیت باید در چهره این کاراکتر باشد. خشن است که در چهره داریوش هست. آنها هم که اسم بردید بازیگرهای خوبی بودند ولی داریوش میتوانست مالک باشد و مالک سینمای ایران داریوش است. البته فردین خیلی چهره توانایی بود و ما از مالک به دنبال چنین چیزی بودیم. یک کاریزمایی باید در چهرهای میبود.
بیک زاده درباره دستمزد بازیگران گفت: بیشترین دستمزد را ارجمند گرفت. قبل از ما کاری انجام داده بود که ۲۵۰ تومان گرفته بود ولی ما با داریوش قرارداد ۱۰۰تومن بستیم که ۵تومن مالیات برمیداشتیم، ۹۵تومان میدادیم. حتی یادم است داریوش غر زد که من دستمزد قبلی که گرفتم ۲۵۰تومان بود، اقلا یک رقمی بزن که صدتومان رند شود. گفتم خیلی حرف بزنی، اینجا نوشتم مالک اشتر، در تیتراژ یک ضمه میگذارم روی الف میشوی مالک اُشتر. این تهدید را کردم به شوخی و او گفت هر طور صلاح میدانی.
محمد بیک زاده با تایید تأمل بر گزینه هایی همچون افسانه بایگان، نیکی کریمی یا مرجانه گلچین و حتی فریماه فرجامی برای نقش “قطام” بیان داشت: همه اینها گزینه بودند ولی آیا بالرین هم بودند؟ نه!! فائقه آتشین اگر بود، بعد ۲۰سال آمدنش در تصویر فقط اسمش جاذب بیننده بود ولی فن چرخیدن، راه رفتن، حرکت بدن اینها برای ما مهم بود. ویشکا آسایش در انگلیس تحصیل کرده بود و باله بلد بود. عمدهترین دلیل انتخابمان همین بود.
بیک زاده درباره سکانسهایی از سریال که دست و پای امام نمایش داده میشود گفت: یک جاهایی در سریال امام علی(ع) دست یا پای حضرت را میدیدیم، آنها هم مهدی فتحی بود. چون در سیرهها عمروعاص و حضرت علی یکطور تصویر شدهاند. یک جمله معروف امام علی دارد که میگوید: عمروعاص یک علی است در طریق باطل. جمله بسیار عجیبی است!
درگذشت فرج حیدری؛ فیلمبرداری که ایرج قادری کشفش کرد!+عکس
|
سینماروزان: فرج الله حیدری فیلمبردار باسابقه سینمای ایران درگذشت.
به گزارش سینماروزان فرج حیدری که متولد 1335 بود کار در سینما را با دستیاری فیلمبرداری «کوچه مردها»ی سعید مطلبی آغاز کرد و این قادری بود که با شناخت استعدادهایش او را مورد حمایت خود قرار داد و مدیریت فیلمبرداری برخی از مهمترین آثارش و از جمله «پشت و خنجر» و «تاراج» را به او سپرد.
فرج حیدری به خاطر فعالیت در بدنه سینما هیچ گاه جایزه مهمی نگرفت اما اثر شاخص کم ندارد؛ از جمله مدیریت فیلمبرداری «بایکوت»، «ترن»، «بدل»، «آواز قو» و «ناصرالدین شاه آکتور سینما».
آخرین کار سینمایی حیدری همکاری با موسسه پویافیلم در تولید کمدی «شانس عشق تصادف» بود که از جمله محصولات پرفروش زمان خود بود.
حیدری در سالهای اخیر عمرش به مانند اغلب سینماگران پیشکسوت از کم مهریهای مدیرانی که کمترین وقعی به امثال او نگذاشتند رنج فراوان برد و همین کم مهریها او را به سمت انزوا سوق داد.
فرج حیدری(عکس: احمد احمدی)
افشاگری سناریست “تاراج”⇐ فیلمنامه “هیس! دخترها فریاد نمیزنند” برای من است اما اسم آدم مستعاری کنار نام پوران درخشنده روی فیلمنامه آمد!
|
سینماروزان: سعید مطلبی نویسنده قدیمی سینمای ایران که در نگارش برخی از آثار خاطره انگیز و از جمله “برزخیها”، “دادا” و “تاراج” نقش داشته است در گفتگویی که با فریدون جیرانی در “35” داشته است 3 سال بعد از ساخت افشا کرده که فیلمنامه “هیس دخترها فریاد نمی زنند” را او نوشته است.
به گزارش سینماروزان سعید مطلبی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه کدام فیملنامه هایش را بیشتر دوست دارد گفت: فیلمنامه ای که با همکاری درخشنده نوشتم یعنی “هیس دخترها فریاد نمی زنند” را خیلی دوست دارم؛ البته زمان قرارداد قرار شد هر دو نفر اسممان در تیتراژ باشد اما چون فکر می کردند موضوع فیلم حساس است ترجیح دادم اسم آدم مستعاری کنار نام پوران درخشنده روی فیلمنامه بیاید!!!
وی ادامه داد: “میخواهم زنده بمانم” را خیلی دوست دارم؛ “تاراج” را خیلی دوست دارم و همین طور “دادا” را چون دیالوگهایش هم نوار شده بود و فروخته می شد. از میان کارهای قبل از انقلاب هم “صلات ظهر” را خیلی دوست دارم.
جالب است که نام سعید مطلبی به عنوان نویسنده اصلی در حالی در تیتراژ “هیس دخترها فریاد نمی زنند” نیامده و در همه این سه سال هم نامی از وی برده نشد که پوران درخشنده به خاطر “هیس…” جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره ای به نام “زنان مستقل آمریکا” را هم دریافت کرده بود بدون اینکه نامی از سعید مطلبی ببرد!
۳۳ سال بعد⇐قسمت دوم “برزخیها” در راه است!؟+عکس
|
سینماژورنال: درست 33 سال قبل و در سالهایی که هنوز تکلیف سینمای بعد از انقلاب مشخص نبود ایرج قادری با گردآوری تعدادی از بازیگران سرشناس سینمای قبل از انقلاب و از جمله محمدعلی فردین، ناصر ملک مطیعی و سعید راد فیلمی به نام “برزخیها” را ساخت.
به گزارش سینماژورنال “برزخیها” داستان فرار گروهی از مجرمان از زندان در بحبوحه انقلاب اسلامی را روایت می کرد؛ مجرمانی به منطقه ای مرزی میگریزند تا از کشور خارج شوند اما برخورد آنها با پیرمردی به نام “سیدیعقوب” سرنوشت آنها را تغییر میدهد.
“برزخیها” در سال 61 روی پرده رفت و خیلی زود فروشی فوق تصور را تجربه کرد اما به ناگاه و بر اثر فشارهای مخالفان نمادهای سینمایی قبل از انقلاب، فیلم از پرده پایین کشیده شد و برای همیشه توقیف شد.
سرنوشت تلخ بازیگران “برزخیها”
از میان بازیگران اصلی آن فیلم محمدعلی فردین بعد از “برزخیها” برای همیشه ممنوع الفعالیت شد و در نهایت نیز مرگ پایان کارش بود. سعید راد اما سه فیلم دیگر به نامهای “دادشاه”، “عبور از میدان مین” و “عقابها” بازی کرد و بازی در فیلم سوم بود که باعث شد ممنوع الفعالیت شود و این ممنوعیت تا حدودا دو دهه بعد و “دوئل” باقی ماند.
ایرج قادری بعد از “برزخیها” یک فیلم دیگر به نام “تاراج” ساخت و وی نیز تا یک دهه بعد و ساخت “میخواهم زنده بمانم” ممنوع الفعالیت شد.
ناصر ملک مطیعی و ایرج قادری در نمایی از “برزخیها”
ناصر هم ممنوع الفعالیت شد تا سی سال بعد
نفر چهارم ممنوع الفعالیتها ناصر ملک مطیعی بود که بعد از “برزخیها” و پایین کشیده شدن این فیلم از سینماها برای همیشه ممنوع الفعالیت ماند تا سه دهه بعد که با “نقش نگار” علی عطشانی به سینماها بازگشت.
ناصر ملک مطیعی این روزها با “نقش نگار” به سینماها آمده است اما نکته اینجاست که در همین روزهای ابتدایی اکران اتفاق عجیبی درباره این فیلم افتاده است و آن هم پایین کشیدن پوسترها و بنرهایی از فیلم است که تصور ناصر بر روی آنها آمده است!
33 سال بعد! پوسترهای “نقش نگار” ناصر سانسور شد
جالب است که “نقش نگار” پروانه نمایش سینمایی دارد و آن هم با حضور ناصر پروانه نمایش صادر شده اما هنگام اکران چنین اتفاق غریبی برای آن رخ داده است؛ البته هنوز به مانند “برزخیها” فیلم از پرده ها پایین نیامده و اکران آن ادامه دارد اما با این حال عوامل فیلم با یک پرسش از چرایی این اتفاق پرسیده اند.
دست اندرکاران “نقش نگار” با به اشتراک گذاردن تصاویری از پوسترهای اصلی و سانسور شده “نقش نگار” در صفحه اجتماعی این فیلم نوشتهاند: 33 سال بعد؛ آیا قسمت دوم “برزخیها” در راه است؟ چه کسی مجوز ارشاد را زیرپا گذاشت و تصویر ناصر در “نقش نگار” را پایین کشید. ناصرخان! پوسترهایت را سانسور کردند، قلب مخاطبان را که نمی توانند فیلتر کنند.
صفحه اجتماعی نقش نگار
صفحه اجتماعی نقش نگار
سناریست “دندان مار”⇐ فردین جنم کارگردانی نداشت اما نیکی کریمی دارد!/تنابنده در سینما موفق نبود
|
سینماژورنال/فاطمه پاقلعهنژاد: نه فقط در ایران که در همه جای دنیا داشتهایم بازیگرانی را که در کنار پیشبرد پروژه های بازیگری خویش به کارگردانی هم به عنوان مجالی برای اجرای ایده های ذهنی خویش نگریستهاند.
به گزارش سینماژورنال و به نقل از “تماشاگران امروز” از وودی آلن گرفته تا کلینت ایستوود و مل گیبسون و رابرت دنیرو و این اواخر حتی آنجلینا جولی بازیگرانی هستند که در کنار فعالیت بازیگری تجربیات کارگردانی کوتاه یا بلند خود را داشتهاند.
در سینمای ایران نیز بازیگرانی را داشتهایم چون محمدعلی فردین، ایرج قادری، فرامرز قریبیان، رامبد جوان، رضا عطاران، مهران مدیری و این اواخر شهاب حسینی و نیکی کریمی که تجربیات کارگردانی خاص خود را داشته اند.
در زمینه وسوسه کارگردانی با احمد طالبینژاد منتقد شناخته شده سینما که در نگارش فیلمنامه “دندان مار” سابقه همکاری با مسعود کیمیایی را دارد و یک فیلم هم به نام “من بن لادن نیستم” را کارگردانی کرده صحبت کردهایم.
اصلا چه میشود که یک ستاره تصمیم میگیرد فیلم بسازد؟
این مساله در همه جای دنیا رواج دارد و محدود به سینمای ایران نیست در همه جا بازیگرهای معروف به دلایل متعددی از جمله اینکه فکر میکنند دوران ستاره بودنشان به سر آمده و رو به افول است، یا عشقی که شاید از اول به کارگردانی داشتند وارد عرصه کارگردانی میشوند. در سینمای ایران هم همین وضعیت از قدیم بوده و هست بازیگران سرشناسی مثل فردین و امثال او همزمان با اینکه بازیگر مطرحی بودند فیلمساز هم شدند. یا مثلا در سینمای آمریکا مل گیبسون که نزدیک به چهار دهه ستاره سینما به ویژه در ژانر وسترن بود، الان ده پانزده سال است که کارگردان است و کارگردان درجه یکی هم هست. پس به نظر شما یکی از دلایلش این است که فکر میکنند دوران ستاره بودن آنها تمام شده است؟
دلیل دیگر این است که به یک موقعیتی میرسند که فکر میکنند آنقدر یاد گرفتهاند که خودشان میتوانند دست به کار شوند و فیلم بسازند. گاهی وقتها هم موفق شدهاند و گاهی هم ناموفق. مثلا جان وین که در دوران خودش ستاره موفقی بود یک فیلم به نام “کلاه سبزها” ساخت و دیگر هم ادامه نداد یا حتی “مارلون براندو” که وارد این عرصه شد و فیلم خوبی نساخت. مهم این است که آیا اینها جنم و دانش فیلمسازی را دارند یا خیر. عموما اگر فقط با اتکا به شهرت و محبوبیت بازیگریشان بخواهند فیلم بسازند موفق نخواهند شد، فقط این نیست که مثلا دکوپاژ بلد باشند یا انواع لنزها را بشناسند، یک دانشی فراتر از اینها لازم است. اگر بخواهیم مثال تاریخی بزنیم میگفتند یکی از تواناییهای فردین این بوده که یک دوربین ۳۵میلیمتری فیلمبرداری را در ۱۵دقیقه مثلا با چشم بسته باز میکرده و میبسته، ولی عملا به عنوان یک کارگردان فاقد اندیشه و تفکر لازم برای تبدیل شدن به یک فیلمساز خوب بود و فیلمهایش همرده بازیگریش و معمولی بود، چون میدانید که از نظر هنری فردین بازیگر درجه یکی نبود، چون بازی فیگوراتیو و اغراق شدهای داشت. الان در ستارههای فیلمساز به نظر شما چه کسانی موفق و چه کسانی ناموفق هستند؟
سوال خوبی است. تعدادی از بازیگران خوب ما الان برای کارگردانی اقدام کردهاند، نمونهاش آقای تنابنده که بازیگر خیلی خوبی است، ولی این فیلمی که من از ایشان دیدم بیانگر توانمندی لازم او برای کارگردانی مخصوصا در عرصه سینما نیست. شاید در تلویزیون بتواند موفق شود اما در سینما کارش خوب نبود. خیلیهای دیگر هم بودند که در فیلمسازی موفق نشدند ولی من اسم نمیبرم. اما یکی از کسانی که وارد عرصه فیلمسازی شد و خیلی هم موفق است نیکی کریمی است که در اوج شهرت بازیگری، فیلمسازی را شروع کرد و انصافا در این سالها که فیلم میسازد خیلی خوب پیشرفت کرده است و اگر فیلم آخر ایشان «شیفت شب» را با فیلم اولشان «یک شب» مقایسه کنیم نشان میدهد که این آدم جنمش را دارد و حتما سوادش را هم دارد چون فیلم به فیلم پیشرفت داشته است. همین فیلم “شیفت شب” خیلی فیلم حرفهای و پرکشش و جذابی از کار درآمده است و من فکر میکنم یک بخشی از این موفقیت هم به خوش شانسی این خانم که تمام ویژگیهای یک ستاره را داشت و دارد، برمی گردد. چون ایشان از شانس خوبش با خیلی از فیلمسازهای خوب ما از جمله آقای مهرجویی کار کرد و از آنها یاد گرفت. او در «سارا» و «پری» که فیلمهای دشوار مهرجویی هستند با این کارگردان کار کرد و خیلی هم خوب کارش را یاد گرفته و میتوان آینده خوبی برای او پیش بینی کرد. دیگر از کسانی که موفق نبودند…
الان حضور ذهن ندارم دیگر کدام بازیگرها فیلم ساختند؟ مثلا رامبد جوان.
رامبد جوان ادعای روشنفکری ندارد. «ورود آقایان ممنوع» در حد فیلمهای سرگرم کننده و جذاب خوب بود البته به نظر من این فیلم بیشتر از اینکه موفقیتش را مدیون کارگردانی باشد، مدیون فیلمنامهاش است و چون فیلمنامه جذابی داشت هر کس دیگری هم که میساخت احتمالا موفق از کار درمی آمد. فیلم بعدیاش هم درام جنایی است.
باید بسازد ببینیم چه میشود چون خیلی از درامهای جنایی که در سینمای ایران ساخته شده موفق نبودهاند. مثلا فرزاد موتمن که با فیلم «شبهای روشن» خیلی گل کرد و بر سر زبانها افتاد بعد از آن رفت یک فیلم به نام «باج خور» در ژانر نوآر و درام جنایی ساخت که اتفاقا خانم نیکی کریمی هم در آن بازی کرد اما عملا فیلم موفقی از کار درنیامد.
دلنوشته محمدرضا گلزار برای معلم همیشه عزیزش+عکس
|
سینماژورنال: محمدرضا گلزار بازیگر خوش چهره سینمای ایران که برای بازی در فیلمی محصول مشترک ایران و هند با نام “سلام بمبئی” قرارداد بسته است به تازگی و به بهانه تولد ایرج قادری یادی کرده است از این فیلمساز مرحوم.
به گزارش سینماژورنال ایرج قادری کسی بود که اول بار و با فیلمی عاشقانه به نام “سام و نرگس” گلزار را وارد سینما کرد و حالا گلزار نیز با نگارش متنی اجتماعی، قادری را معلم همیشه عزیزش خوانده و از او به نیکی یاد کرده است.
سینماژورنال متن کامل دلنوشته گلزار برای قادری را ارائه می دهد:
ايرج خان معلمِ هميشه عزيزمانده ى من چه خوب كه زمانى از عمرم با شما به دوستى گذشت گاهى حتى بى موقع وقتى آسمان دور است و گرفته ياد شما مى افتم نگاهتان هميشه دوست بود و مهربان من مانده ام و تنها ياد با شما فهمیدم دوستى بازنشسته نمیشود با شما خوش بودیم هوای شما را دارم
تصویری از ایرج قادری که گلزار ضمیمه دلنوشته خود کرده
“ستایش” هم بازیگر تئاتر شد!+عکس
|
سینماژورنال: تب تئاترگرایی بازیگران سینما حالا به بازیگران تلویزیون هم سرایت کرده است.
به گزارش سینماژورنال بعد از محمدرضا فروتن و نیکی کریمی که با هاچ.اف در نمایش “عاشقانه های ناآرام” روی صحنه رفتند (اینجا را بخوانید) به تازگی بنا شده در تئاتر “در انتهای کوچه تاریک” حامد بهداد بصورت تصویری حضور داشته باشد.(اینجا را بخوانید)
اما جالبتر از اینها حضور نرگس محمدی بازیگر سریال “ستایش” در یک کار نمایشی است.
این نمایش “مرگ طبلیه که یه بند صداش بلنده” نام دارد که اشکان صادقی آن را نوشته و توسط پویان درزی کارگردانی خواهد شد.
روح ا.. کمانی، حسام منظور، کاوه خداشناس و مرضیه صدرایی دیگر بازیگران نمایش هستند.
جالب است که چهار سال بعد از “ستایش” محمدی که نتوانسته نه در سینما و نه در تلویزیون خرق عادت کند و از قالب این کاراکتر بیرون آید حالا دل به دریا زده و به سراغ تئاتر آمده…
این هم از عجایب روزگار ماست که تئاتریهایی چون هومن برق نورد، حمیدرضا آذرنگ، پانته آ پناهیها و محمدحسن معجونی از سینما و تلویزیون سردرآورده اند و بازیگران سینما و تلویزیون سراغ تئاتر می آیند.
نرگس محمدی به همراه همکارانش در “مرگ طبلیه که یه بند صداش بلنده”
پیام تبریک “ستایش” برای تنها حامیاش+عکس
|
سینماژورنال: نرگس محمدی بازیگر جوانی است که بواسطه ایفای نقش در کاراکتر “ستایش” در سریالی به همین نام شناخته شد.
به گزارش سینماژورنال جالب است که شش سال بعد از “ستایش” و روی آنتن رفتن فصل دوم این سریال محمدی همچنان بواسطه همین “ستایش” است که شناخته می شود.
البته که فصل سوم “ستایش” هم در راه است و محمدی می تواند امیدوار باشد که لااقل تا چند سال دیگر هم که شده از همین شهرت “ستایش” بهره لازم را ببرد.
شهرت “ستایش” باعث شده صفحه اجتماعی این هنرمند نیز به اندازه کافی بازدیدکننده داشته باشد. این بازیگر جوان نیز می کوشد از این شهرت استفاده لازم را ببرد.
در تازه ترین تصاویری که محمدی در صفحه اجتماعیش قرار داده او را در کنار مادرش می بینیم در حالی که پیام تبریک تولد محمدی به مادر هم ضمیمه تصویر است.
نرگس محمدی در پیام تبریک خود آورده است: توي دنيا خيلي چيزها رو ميتوني نداشته باشي ولي مادر كه داري انگار تمام دنيا رو داري. اگه نبودي ميدونم كه هيچ وقت برام هيچ اتفاق خوبي نمي افتاد. حضور گرم و حمايت تو در هر شرايطي مأمن من بود. دوستتتتتت دارم و براي همه مادرها آرزوي عمر طولاني و با عزت ميكنم. تولدت مباااااااارك بهترين مادر دنيا و تنها حامي من.
نکته جالب این پیام تبریک آن است که محمدی مادرش را تنها حامی خود دانسته است!!!
نرگس محمدی و مادرش
دو ایراد سینمای فرهادی از نظر ایرج قادری…
|
سینماژورنال: هرچند بسیاری گمان می کردند ایرج قادری بخاطر وفادارای به سبک خاص سینمایی اش چنان که باید پیگیر سینمای روز ایران نیست ولی واقعیت آنجا بود که اتفاقا او از جمله کارگردانانی بود که سینمای معاصر ایران و بخصوص آثاری که در سطح جهانی مطرح می شدند را مورد توجه قرار می داد.
به گزارش سینماژورنال البته که قادری چنان که باید به این نوع سینما که مخاطب هدفش را جشنواره های فرنگی قرار داده علاقه ای نداشت اما کمتر شد که به موضع گیریهای متضاد درباره این نوع سینما بپردازد.
شاید یکی از معدود اظهارنظرات خواندنی و جالب ایرج قادری درباره سینمای معاصر به پرسشهایی بازگردد که از اصغر فرهادی پرسیده بود.
چند ماهی قبل از شدت گرفتن سرطانش، قادری در گفتگو با ایرج باباحاجی روزنامه نگار ورزشی نویس از فرهادی دو پرسش را درباره نداشتن موسیقی در فیلمهایش و لوکیشن پرسیده بود.
بی توجهی فرهادی به موسیقی سوال برانگیز است
قادری در این گفتگو که بعد از مدتها در “تماشاگران امروز” منتشر شده درباره مشکل نداشتن موسیقی در آثار فرهادی گفته بود: یک سوال که به جواب آن نمی رسم بی توجهی فرهادی به موسیقی است. جاهایی هست که می شود بدون هیچ اشاره و دیالوگی بار فیلم را بر دوش موسیقی گذاشت.
تعجبم از فرهادی زمانی بیشتر می شود که …
وی ادامه داده بود: آثار قدیمی را ببینید. در بیشتر آثار مهم و قابل اعتنا موسیقی حرف اول را زده و بیننده می تواند با توجه به موسیقی فیلم سکانس بعدی را حدس بزند که چه ماجرایی در راه است. تعجبم از فرهادی زمانی بیشتر میشود که سینمای او به فضای رئال نزدیکتر است چون سینمای واقعیت به شدت به موسیقی نیاز داشته و لازم و ملزوم یکدیگرند.
فرهادی چرا به لوکیشن توجه ندارد
ایرج قادری پرسش دوم خود از فرهادی را با تمرکز بر لوکیشن آثارش طرح کرده و بیان داشته بود: سوال دومم از فرهادی درباره بی توجهی او به لوکیشن است. گاهی اوقات شده که دوربین با زوم روی یک گلدان خشک توصیف می کند که فضای داستان چیست. من تعجب می کنم که فیلمساز بزرگی مثل فرهادی چرا به جزییات لوکیشن توجه ندارد.
بهمن مفید: فکر میکردم “قیصر” یک فیلم تجربی است!/قرار بود “آنتونی کوئین” نقش “داش آکل” را بازی کند!/ ایرج قادری خیلی دوست داشت اسمش اول بیاید/ در جواب شاملو که به فردوسی فحش داد برایش شعر خواندم/۱۵ سال است که به ایران بازگشتهام و از زندگیم راضیم
|
سینماژورنال: بهمن مفید از جمله بازیگران سینمای موسوم به “فارسی” است که بعد از انقلاب اسلامی از ایران مهاجرت کرد.
به گزارش سینماژورنال با این حال وی در اواخر دهه هفتاد توانست مجددا به کشور بازگردد و البته در یک فیلم سینمایی به نام “سرود تولد” هم بازی کند؛ فیلمی که به دلیل حضور بهمن مفید دچار مشکلات فراوانی شد و البته بعد از مدتی که از اکران آن میگذشت با حذف نماهای اصلی بهمن مفید روی پرده رفت.
بهمن مفید در سالهای اخیر به جز تلاشهای ناکام برای بازیگری در سینما یا تئاتر به عنوان صداپیشه در دوبله چند انیمیشن و البته صداپیشگی چند کار عروسکی مانند “دربدرها” هم حضور داشته اما این حضورها نیز برایش حاشیه ساز بوده است.
این بازیگر فارغ التحصيل رشته تئاتر از دانشكده هنرهاي دراماتیک در یکی از معدود گفتگوهای تفصیلی خود که با بابک صحرایی در “هفت نگاه” انجام شده نکات جالبی را درباره کارنامه هنریش در پیش از انقلاب بیان کرده و اشاراتی هم داشته به سالهای حضورش در آمریکا و البته بازگشتش به کشور.
مسخره کردن یک لمپن در قهوه خانه درویش تبدیل شد به نقشم در “قیصر”
بهمن مفید که بازيگري سينما را از سال 1348 و با فيلم “قيصر” آغاز كرد درباره مابهازای بیرونی کاراکترش در این فیلم می گوید: یک قهوه خانه بود حوالی میدان شهدای امروز به اسم قهوه خانه درویش. ما که جوانهای محل بودیم در آنجا جمع می شدیم. آدمی هم بود که به قهوه خانه می آمد و به اصطلاح خیلی چاخان می کرد. می آمد می گفت سه تا رو زدم و چهارتا رو کشتم و بچه های دبیرستانی هم مات و مبهوت به این آدم نگاه می کردند. به گزارش سینماژورنال مفید با اشاره به بازیگوشی کیمیایی به هنگام حضور این چاخان در قهوه خانه می افزاید: هر وقت این یارو شروع می کرد به حرف زدن مسعود کیمیایی یک چشمک به من می زد و من هم شروع می کردم مثل او حرف زدن و ادایش را درمی آوردم. یارو هم چاقو می کشید و دنبال من می افتاد و میگفت تو نمیذاری من دوزار کاسبی کنم.
فکر می کردم “قیصر” یک کار تجربی است
بهمن مفید با اشاره به گرته برداری اش از این کاراکتر برای بازی در “قیصر” می گوید: کیمیایی به من زنگ زد و گفت می خواهم فیلمی بسازم و میخواهم آن دیالوگی که حین مسخره کردن آن یارو در قهوه خانه می گفتی را در فیلم من بگویی. من هم بخاطر رفاقت با کیمیایی به قهوه خانه محل فیلمبرداری رفتم و بدون هیچ قرارداد خاصی برای کیمیایی بازی کردم.
وی ادامه می دهد: من فکر نمیکردم این کار یک فیلم سینمایی است و نظرم این بود که مسعود در حال ساخت فیلمی تجربی است.
بهمن مفید در نمای معروف قهوه خانه در “قیصر”
برای “قیصر” 5 هزار تومان از عباس شباویز گرفتم
مفید درباره دستمزدش برای بازی در این کار اظهار می دارد: من هیچ توقع مالی نداشتم چون مسعود رفیقم بود اما بعد از اکران “قیصر” یک روز کیمیایی با عباس شباویز تهیه کننده کار به خانه ما که آن زمان در آبسردار اجاره نشین بودم آمدند و بعد از خوردن چای، یک پاکت به من دادند. داخل پاکت 5 هزار تومان بود.
وی می افزاید: من آن موقع تازه ازدواج کرده بودم و فشار مالی هم رویم بود. در شرایطی که اگر استخدام اداره تئاتر می شدی ماهی 250 تومان بهت می دادند کیمیایی به من 5 هزار تومان داد. با این پول یخچال خریدیم، تلویزیون خریدیم و هر کاری میکردیم این پول تمام نمی شد.
قرار بود “آنتونی کوئین” نقش “داش آکل” را بازی کند!
این بازیگر قدیمی درباره دیگر همکاریش با کیمیایی در “داش آکل” می گوید: قرار بود نقش اصلی این فیلم یعنی “داش آکل” را آنتونی کوئین بازی کند که پولش را هم گرفت و بعدها آمد به جایش در “کاروانها” بازی کرد اما بعد از مدتی بنا شد عباس جوانمرد این نقش را بازی کند و در نهایت نقش به بهروز وثوقی رسید. به گزارش سینماژورنال مفید ادامه می دهد: در همه این تغییرات، ا من گزینه اول و آخر نقش “کاک رستم” بودم و البته ابتدا خودم را برای بازی در برابر آنتونی کوئین آماده میکردم و اگر این اتفاق می افتاد شاید من هم بین المللی می شدم.
ایرج قادری خیلی دوست داشت اسمش اول بیاید
بهمن مفید که سابقه همکاری با ایرج قادری را هم داشته است درباره علاقه این بازیگر به اینکه اسمش همیشه در ردیف اول نامها در تیتراژ و پوستر باشد اظهار می دارد: در “توبه” با ایرج قادری همبازی بودم و ایشان خیلی دوست داشت که در پوسترها اسمشان را اول بگذارند اما زرین باف تهیه کننده “توبه” زیر بار نمی رفت و دست آخر با یک پلتیک اسم ایرج قادری را اول نوشتند، اسم مرا بالاتر در وسط نوشتند و اسم زری خوشکام را هم در انتها.
بهمن مفید در برابر ایرج قادری
این بازیگر ادامه می دهد: بعد از این ماجرا ایرج قادری مرتب مرا در فیلمهایش به عنوان رل کوچک به کار میگرفت تا تلافی کند اما من واقعا برایم مهم نبود که اسم ام اول باشد یا آخر.
از خیر دستمزدم گذشتم تا اسم ارحام صدر ابتدای فیلم بیاید
وی با بیان خاطره ای دیگر درباره این ماجرا می گوید: در فیلم “جوجه فکلی” با ارحام صدر همبازی بودم که فیلمبرداری در اصفهان انجام می شد. بعد از اینکه آنونس ساخته شد دیدم اسم مرا اول گذاشته اند اما من زیربار نرفتم و گفتم ارحام صدر پیشکسوت است و باید اسمش اول باشد. به گزارش سینماژورنال مفید می افزاید: تهیه کننده “جوجه فکلی” می گفت ما 35 هزار تومان خرج شما کردیم که اسم شما اول بیاید و من هم برای اینکه مشکل را حل کنم تمام این پول را برگرداندم که اسم ارحام صدر اول بیاید.
برای آخرین فیلم ام 250 هزار تومان گرفتم
بهمن مفید که نزدیک به یک دهه در سینمایفارسی مشغول فعالیت بوده است درباره دستمزدهای خود در آن دوران بیان می کند: من برای هیچ فیلمی بیشتر از 35 هزار تومان نگرفتم ولی یادم هست که برای آخرین فیلم ام 250 هزار تومان گرفت.
بعد از انقلاب در سینما ممنوع الکار شدم و برای همین سراغ تئاتر رفتم
این بازیگر 73 ساله پیرامون شرایط فعالیتش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار می دارد: بعد از انقلاب مدتی در سینما بازی کردم اما بعد از چندی گفتند یک سری هستند که نمی توانند فیلم بازی کنند شما هم جزو آنهایی و برای همین سراغ تئاتر رفتم.
بهمن مفید که گویا در تئاتر هم کارش پرمخاطب بوده ادامه می دهد: من هیچ وقت آدم سیاسی نبودم. در آن زمان هم به تئاتر سنگلج رفتم و شروع به تمرین یک نمایش کردم تا اینکه آمدند و گفتند شما باید به لاله زار بروید و لاله زاری ها بیایند جای شما و به این ترتیب جای تماشاگران مان هم عوض شد.
یک روز آقایی آمد و گفت تئاتر را تعطیل کنید و من هم از ایران رفتم
وی درباره دلایل مهاجرت از ایران می گوید: به کار تئاتر ادامه می دادم که یک روز یک آقایی آمد و گفت تعطیل کنید. مرتضی عقیلی گفت به چه مجوزی و آن آقا هفت تیرش را درآورد و یک تیر هوایی در کرد و گفت به این مجوز. ما هم تعطیل کردیم و از ایران رفتیم.
در آمریکا با درآمد بازی در میان پردهها زندگی میکردیم
به گزارش سینماژورنال یکی از اسفناک ترین بخشهای گفتگوی بهمن مفید جایی است که از وضعیت بد اقتصادی اش در آمریکا سخن گفته و بیان می دارد: در خارج از کشور من و مرتضی عقیلی با همان میان پرده هایی زندگی می کردیم که گهگاه در تلویزیونهای ماهواره ای پخش می شد. زندگی در آنجا برای هنرمندان قدیمی به خوبی نمی گذشت و ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم.
بهمن مفید
وقتی به ایران برگشتم پاسپورتم را گرفتند
بهمن مفید که در بحبوحه انقلاب در چند فیلم انقلابی و از جمله “فریاد مجاهد”، “منافق” و “قدیس” بازی کرده بود درباره ماجرای بازگشتش به ایران چنین می گوید: بعد از اینکه رییس دولت اصلاحات اعلام کرد که همه ایرانیان خارج از کشور می توانند برای 19 روز به ایران بیایند و خانواده شان را ببینند من هم به سفارت ایران در دوبی رفتم و برایم پاسپورت ایرانی صادر کردند و به ایران آمدم که خاک ایران را ببینم. به گزارش سینماژورنال وی ادامه می دهد: از صبح تا شب هم پیش مادرم بودم و خیلی کیف کردم تا اینکه ایشان فوت کردند. البته بعد از اینکه به ایران آمدم پاسپورتم را گرفتند و بعد از پنج سال بهم دادند. در مجموع 15 سال است که به ایران بازگشته ام و از زندگیم راضیم.
در جواب شاملو که به فردوسی فحش داد برایش شعر خواندم
این بازیگر که سابقه سرودن شعر هم دارد و البته علاقه اش به فردوسی را کتمان نمی کند با اشاره به درگیری لفظی اش با احمد شاملو می گوید: شاملو که به آمریکا آمد در دانشگاه برکلی به فردوسی فحش داد و بعد که آمد به دانشگاه یو.سی.ال.ای من در پاسخ به توهین ایشان شعری سروده بودم و منتظر بودم به فردوسی توهین کند تا جوابش را بدهم اما کلمه ای درباره فردوسی نگفت اما بعدها از من خواست شعرم را بخوانم که برایش خواندم.